شيخ حسين انصاريان

107

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

پيش نظر دارند ، آنچه را بايد بشنوند ، به گوش دل مىشنوند ، چون آنان را ببينى گويى لب بسته و پژمرده حالت‌اند ، درونشان از غم عشق دوست مجروح است ، دل‌هاشان محزون و بدن‌هاشان لاغر است و ديدهء آنان گريان ، در امور دنيوى چنان سبكبالند كه احتياج به همراه و كمك ندارند ، از دنيا به موادّ لازم قناعت كرده و از لباس به پوشاكى كهنه و ساده ، سكونتشان در محلّات خراب و بىاهل است ، از منازل دنيايى درگريزند و تنهايى را از معاشرت با مردم كه باعث قطع رابطهء انسان با حقّند گريزانند . شب را به كاردهاى بيدارى مىكشند و اعضاى شب را به خنجر رنج در عبادت جدا مىكنند ، اندرونشان از تهجّد در درازى شب مجروح است ، از بىخوابى سرشان گردآلود است ، با كوشش و زارى در پيوندند و به هنگام انتقال از دنيا به آخرت تند روند « 1 » . عارف كيست ؟ از عارف بيدار و عاشق دلداه‌اى پرسيدند : عارف كيست و حال او چيست ؟ گفت : عارف مردى باشد از ايشان و جدا از ايشان و هر ساعت خاشع‌تر بود ؛ زيرا به هر ساعت نزديك‌تر بود و نيز عارف لازم يك حال نبود كه از عالم غيب هر ساعت حالتى ديگر بر وى فرود آيد تا صاحب حالات بود نه صاحب حالت و نيز ادب عارف برتر از همهء ادب‌ها بود ؛ زيرا كه او را معرفت مؤدّب است و معرفت بر سه بود : يكى معرفت توحيد و اين معرفت عامّهء مؤمنان است ، دوّم معرفت حجج و بيان و اين قسم معرفت حكما و علماست ، سيّم معرفت صفات وحدانيّت و اين

--> ( 1 ) - نامه دانشوران : 9 / 49 .